سديد الدين محمد عوفى
229
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
كه ترا ببيند بار تو بر دل او « 1 » نشيند و « 2 » ترا طعام و آب دهد و توشه و زاد فرمايد ، پس اين توكل نباشد كه بار از پشت جانوران بىعقل برداشتهاى و بر دل آدميان عاقل نهادهاى . توكّل آنست كه چنان كه دل تو در بند كس نباشد « 3 » دل هر « 4 » كس « 5 » در بند تو نبود . اينك بنگر تا در توبرهء من چيست ؟ مرد نگاه كرد توبرهاى « 6 » پر سنگريزه بود « 7 » . گفت : پنجاه سالست كه تا اين باديه را به قدم توكل مىسپرم و « 8 » سنگريزه در توبره كردهام تا ناظران گمان برند كه مگر در توبره « 9 » زاد و توشه « 10 » دارم و كس را دل در بند من نباشد « 11 » . چون مرد در توكل بكمال باشد و قوّت « 12 » او از خوان « 13 » احسان ذو الجلال بود « 14 » قوت او از دست عنايت لايزال بود . [ توكل سبكتكين و محمود و نمازهاى شبانهء ايشان ] حكايت ( 2 ) آوردهاند كه وقتى امير عادل سبكتكين رحمة اللّه عليه « 15 » در نيشابور از امامى « 16 » از ايمهء « 17 » دين حديثى شنيد « 18 » و « 19 » معنى « 20 » آن « 21 » حديث آنست كه رسول عليه السلام فرموده است كه مرا از حضرت عزت فرمان برين جمله است كه با دنيا آرام « 22 » مگير كه ترا براى اين « 23 » نيافريدم « 24 » و دل از بهشت برمدار كه آن را « 25 » براى تو « 26 » آفريدهام ، و بر نماز شب مواظبت نماى كه نصرت مؤمنان در آنست ، و از مخلوقات طمع مدار كه به دست ايشان
--> ( 1 ) متن : با روى تو بر ( 2 ) متن و مج - و ( 3 ) متن : و مج و بنياد : نبود ( 4 ) مج و بنياد - هر ( 5 ) بنياد : كسى ، مج و بنياد + هم ( 6 ) مپ 2 + بود ، ( 7 ) مپ 2 - بود ، مج : و سنگريزهاى را ديد ( 8 ) مج - پنجاه سالست . . . مىسپرم و ( 9 ) مپ 2 - مگر در توبره ( 10 ) مپ 2 : راحله ( 11 ) مج : نماند ( 12 ) متن : قوه ( 13 ) مپ 2 - خوان ( 14 ) مج : باشد + و ( 15 ) مپ 2 - عليه ( 16 ) مپ 2 - امامى ( 17 ) مج : علماى ( 18 ) مج : شنيده ( 19 ) مج : كه ، مپ 2 : در ( 20 ) مپ 2 + لايزال ( 21 ) مپ 2 : گفت ( 22 ) متن : رام ( 23 ) متن و مج و بنياد : آن ( 24 ) متن و بنياد : نيافريدهام ( 25 ) مج و بنياد : ترا ( 26 ) مج و بنياد : آن